لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

محرم

سلام خوبین اینا چند تا از عکسهای محرم که روز های مختلف با مامانو بابا وعموحسن و.....گرفتم اینجا رفته بودم مغازه باباجونی مامانم ازفرصت استفاده کرد چند تا عکس خوشمل گرفت من و عموحسن   خودم   من ومامانی جون خودم   من وبابا جونی خودم   من وعمه جونم   منو باباجونی عزیزم کهِِ خیلی خیلی دوسش دارم   منو باباجونی بابا حسین که خیلی خیلی دوستش دارم با پسر عمو ابوالفضل ودختر عمو مریم     خاله جونم همون که من همش گیسهاشو میکنم و مییوسمش اینم خاله پوریم که عاشقشم همیشه برای من شامپو نی نی میخره     ...
6 دی 1392

تاسوعاو عاشورا

سلام امروزخیلی غمگینم چون مامانم میگه امروز حضرت عباس به شهادت رسیده بعدشم تشنه هر وقت مامانم شیر به من میده میگه قدر این راحتی رو بدون کهاون این راحتی رو به ما دادهشهادتش رو به همه تسلیت میگم.امروز عاشورا مامان امروز نذزر شیر کاکائو داشت منم یک کوچولو کمکش کردم بعدم لباس سقا هامو پوشیدم ورفتم بیرون اخه در خونه ما خیلی شلوغ شده بود وصدای نوحه همه جا روگرفته بود مامانم حال عجیبی داشت چشماش سرخ شده بود فکر کنم داشت گریه میکردبعدشم من یک تخم مرغ عسلی نوش جان کردم وخوابیدم اینم عکساش   ...
3 دی 1392

کادو یلدا

سلام بچه ها امشب شب یلداست میدونید که شب یلدا همه نی نیها میرن خونه باباجون ومامان جون هاشون منم مثل همه رفته بودم عمه جونم برام یک عالمه خوراکی گذاشته بود کادو خریده بود جهازم کامل شد نخند الان ببینی متوجه میشی که راست میگم حالا ببین راستی من برای این شب شال کلاه هاپو قهوه ای نازم رو قرض گرفتم اینم عکسش    ...
1 دی 1392

کادو ده ماهگی

سلام امروز با مامانی وبابایی رفتیم فروشگاه شهروند کلی خوش گذشت برای من و نی نی مریم کادو خریدن اونم چه کادویی البوم با شکلات  برا پسر عمو ابوالفضل یک حولهدست و صورت یک دوستم پیدا کردم اسمش گندم بود بعد اومدیم خونه کلی باشکلات ها بازی کردم و خوردمش اقا فیلی رو اینم عکساش.                     ...
24 آذر 1392

ده ماهگی مبارک

سلام عسل من ببخشید دیر اومدم  انترنت قطع بود تو دو روزه که ده ماه شدی گل من مبارکت باشه عسلی رفتیم خونه عمو حسن اخه دختر عمو تولدش بود و دندونم در اورد کلی باز ی کردی مامانی بقیه اش رو خودم میگم مرسی از کمکت اول مریم لپ منو کشید که من برم پیشش منم دستم وکردم تو دهنش بعدم من دست زدم واون رقصید دخترم این عکسو به مناسبت ده ماهگیت درست کردم                                            ده ماهگی نقلکم مبارک     ...
24 آذر 1392